حسن فارسی

از ایران پدیا
پرش به: ناوبری، جستجو

حسن فارسی (۱۷ شهریور۱۳۴۱–۷مرداد۱۳۶۷) در تهران به دنیا آمد. ۱۶ساله بود که در تظاهرات انقلاب ۵۷ شرکت کرد. در سال ۵۸ هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران شد. در سال ۶۰ دستگیر و در سال۶۶ آزاد شد، اما مجدداً بر سر یک قرار دستگیر و در جریان قتل‌عام۶۷ اعدام شد.

حسن فارسی
حسن فارسی

زندگی و فعالیت

حسن فارسی دراردیبهشت۵۸ در انجمن جوانان مسلمان دولت‌آباد شروع به فعالیت کرد. با شروع سال تحصیلی به بخش دانش‌آموزی منتقل شد. فعالیت خود را در انجمن دانش‌آموزان مسلمان دبیرستان دارالفنون تهران ادامه داد و مسئول انجمن شد. در سال۵۹ همزمان با تشکیل اتحادیه انجمن‌های دانش‌آموزان مسلمان تهران او نیز به‌طور حرفه‌ای وارد گردید. حسن در ۱۹خرداد۶۰ در یک تظاهرات موضعی که در اعتراض به حذف و سرکوب نیروهای سیاسی صورت می‌گرفت، دستگیر و روانه زندان شد. در دادگاه ابتدا به سه سال زندان محکوم، اما بعد از مدتی مجدداً به «دادگاه»! رفت و به حکمش اضافه گردید، و تا سال۶۶ در زندان باقی ماند. در خرداد۶۶ پس از پایان حکمش از زندان آزاد و به سازمان مجاهدین وصل شد و به منطقه مرزی نزد سازمان رفت. او در ترددی که به ایران داشت بار دیگر در، دی ماه سال۶۶ بر سر قرار در خیابان امیرآباد تهران دستگیر شد و در جریان قتل‌عام زندانیان در سال ۶۷ اعدام شد.

نکات تکمیلی

یکی از زندانیان آزاد شده در خاطراتش چنین می‌نویسد:]

«... سر قرار رفتم. نزدیک به دو ساعت منتظر حسن شدم اما او نیامد! ساعتی بعد بر سر قرار زاپاس رفتم اما بر سر قرار زاپاس هم نیامد…! خیلی نگران شدم محمل‌هایم را در ذهنم مرور کردم و آمادهٴ وضعیت بعدی شدم.

یک هفته گذشت خبری از او نشد! یک روز یکی از بچه‌ها، نزد من آمد و من رد حسن را از او گرفتم او گفت “‌از بچه‌ها شنیدم که دستگیرشده‌است“! وقتی روزها می‌گذشت خبرهای دستگیری او تکمیل می‌شد و بیشتر از دستگیریش مطمئن شدم.

من به همراه تعدادی از بچه‌ها توانستیم سه ماه بعد، آن هم بعد از یک تلاش نافرجام دیگر بالاخره به سازمان وصل شده و به منطقه بیاییم. اما در همان سه ماهی که بعد از آزادی و دستگیری حسن در ایران بودم، حسن قهرمانانه اطلاعاتش را حفظ کرد، و هیچ ردی از ما به دشمن نداد! این در حالی بود که برای وزارت اطلاعات روشن بود که حسن پیک سازمان است و اطلاعات زیادی از نفرات اعزامی دارد…! من سالها بعد از طریق زندانیانی که از قتل‌عام جان بدر بردند فهمیدم که وزارت اطلاعات برای این‌ که به اسامی تیم اعزامی دست پیدا کند حسن را به‌شدت زیر شکنجه برده بود…! اما او حسرت اسامی را به دل بازجویان جنایتکار آخوندها گذاشت. من و تمام کسانی که تیم اعزامی او بودیم تنها به این علت اکنون در سازمان هستیم که او اطلاعاتش را حفظ کرد…»

اما حماسه‌های حسن در زندانِ مجدد با خلق حماسه‌ای بی‌نظیر در تاریخچهٴ زندان اوین ادامه یافت! حسن به همراه مجاهدان شهید نصرالله بخشایی و اسدالله بنی‌هاشمی با بریدن پنجرهٴ یکی از سلولهای انفرادی موسوم به آسایشگاه توانستند با عبور از موانع متعدد و دیوار زندان اوین از این زندان فرار نمایند و به این ترتیب برای نخستین‌ بار هیبت خوفناک زندان اوین را به سُخره گرفته و با ارادهٴ مجاهد خلق آن را درهم شکستند! گرچه آنها بعد از فرار دستگیر گردیدند اما با فرار از زندان اوین ثابت کردند که مجاهد خلق با الهام از خط «حداکثر تهاجم» می‌تواند غیرممکن را ممکن کند و هیبت خوفناک و پوشالی رژیم که در زندان اوین سمبلیزه شده بود را درهم بشکنند…!

حسن پس از فرار زیر شدیدترین شکنجه‌ها رفت و قهرمانانه مقاومت کرد. او هیچ‌چیز به دشمن نداد و نهایتاً در تاریخ ۷مرداد۶۷ در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی در اوین به‌شهادت رسید.

یادش گرامی باد…. !

پانویس

  1. برگرفته از سایت سازمان مجاهدین خلق ایران